تبليغاتX
چند ميليمتري

بالاخره ثواب نماز من هم 70 برابر شد.
ايشالا خدا يه لطفي به اين عزب‌هاي بيچاره بكنه.

===========================
پ.ن: چيه! پي‌نوشت نمي‌خواد ديگه، شيريني داره.

نوشته شده توسط فرزان در دوشنبه 1391/02/04 |
چشمانت کارناوال آتش بازیست!
یک روز در هر سال
برای تماشایش میروم
و باقی روزهایم را
وقت خاموش کردن آتشی میکنم
که زیر پوستم شعله میکشد!

=====================

پ.ن: ندارد  :P

نوشته شده توسط فرزان در شنبه 1391/01/19 |
رستوران...

صداي قطار و تصوير دو نفر در پنجره اي سياه

آقا ببخشيد؟

از كنار پنجره بلند شيد!

رستوران تعطيل شده؛ فقط شما مونديد.

===============

پ.ن: اين رو توي قطار تهران - مشهد گفتم.

پ.ن: سال نو هم مبارك

نوشته شده توسط فرزان در جمعه 1391/01/11 |

خدا رو شکر امروز هم دوباره بارون اومد.
 روزهای بارونی یک خاصیت مهم داره.
به صد روز سگی می ارزه.
مخصوصا اگر یک چتر توی دستت باشه
گرفته باشیش روی سر بغل دستیت و خودت ...
خیس شدن رو عشقه.

نوشته شده توسط فرزان در یکشنبه 1390/11/30 |
آتشي بود و فسرد
رشته اي بود و گسست
دل چو از بند تو رست
جام جادويي اندوه شکست

آمدم تا به تو آويزم
ليک ديدم که تو آن شاخه بي برگي
ليک ديدم که تو بر چهره اميدم
خنده مرگي

وه چه شيرين است
بر سر گور تو اي عشق نياز آلود
پاي کوبيدن

وه چه شيرين است
از تو اي بوسه سوزنده مرگ آور
چشم پوشيدن

وه چه شيرين است
از تو بگسستن و با غير تو پيوستن
در به روي غم دل بستن

که بهشت اينجاست
به خدا سايه ابر و لب کشت اينجاست

تو همان به که نينديشي
به من و درد روانسوزم
که من از درد نياسايم
که من از شعله نيفروزم

=================================
پ.ن: بحث بود در مورد کلمه عشق و ریشه این کلمه که از یک گیاه گرفته شده و از این حرف‌ها.
بعد از این‌که بحث ما به یک نتیجه ای رسید رفتم سراغ کتاب فروغ. یک صفحه رو به صورت شانسی باز کردم و این شعر اومد.

نوشته شده توسط فرزان در چهارشنبه 1390/11/26 |
آوخ! هنوز زخمیم و رنج می برم
دنیا هر آنچه داشت بلا ریخت بر سرم

مردم چه می کنند که لبخند می زنند
غم را نمی شود که به رویم نیاورم

قانون روزگار چگونه ست کین چنین
درگیر جنگ تن به تنی نا برابرم

تو آنقدر شبیه به سنگی که مدتی ست
از فکر دیدن تو ترک می خورد سرم

وامانده ام که تا به کجا می توان گریخت
از این همیشه ها که ندارند باورم

حال مرا نپرس که هنجار ها مرا
مجبور می کنند بگویم که "بهترم"

============================

پ.ن: این شعر قشنگ رو توی قسمت نظرات وبلاگ یکی از بچه ها دیدم. یک سرچ زدم فهمیدم شاعرش مرحوم نجمه زارع. من که خوشم اومد شعرش گر چه خیلی سیاهه.

نوشته شده توسط فرزان در یکشنبه 1390/11/16 |

یک قطره دیگر هم افتاد توی سینک و پشت سرش یک قطره دیگر. نمی دانم تا کی می توانم تحملش کنم. حس قلقلک و سستی در تک تک مفاصل و عضلاتم رسوخ کرده است. یک قطره دیگر هم به جمع قطره های توی سینک اضافه می شود. با بُهت دارند به من نگاه می کنند. مثل مقتولی که به قاتلش نگاه می کند وقتی متوجه لگه بزرگ خون روی شکمش می شود. نمی دانم چقدر دیگر می توانم دوام بیاورم. متوجه شدم هر قطره ای که از بینی ام به سمت سینک سقوط می کند٬ ذره ای از مغزم را نیز همراه خود دارد. سینک سراسر خاکستری شده است. سرم رو بالا می گیرم رو به سقف٬ طعم مغزم خیلی سریع توی دهانم پخش می شود. این طور راحت تر هستم. از شر نگاه هایشان خلاص شدم. باید بروم بخوابم شاید صداهایشان را هم نشنوم.

=============================================================

پ.ن: سه روزه که سرما خوردم و خیلی کند در حال بهبودم.

نوشته شده توسط فرزان در پنجشنبه 1390/11/13 |
ناز-با لحن زیر و بم داری-
باز گفتی که دوستم داری
از سر سادگی ندانستم
سر جور و سر ستم داری
تو هم آری دل مرا بشکن
مگر از دیگران چه کم داری؟
تو بیا و سر از تنم بردار
بیش از این حق به گردنم داری!
من سراسیمه می‌شوم، تو بخند
تا تو داری مرا چه غم داری؟
راستی چیز حیرت‌انگیزی است
این دل آدمی... تو هم داری؟!

======================

پ.ن: اين شعر محمد مهدي سيار رو خيلي دوست دارم

قديميه ولي دوباره گذاشتمش.

نوشته شده توسط فرزان در یکشنبه 1390/11/09 |
امشب شب شهادت امام رضا(ع) پشت سيستم نشسته‌ام و وبگردي مي كنم.

در فرارو به لينك زير بر خوردم.

http://www.fararu.com/vgla6un6m49nwy,..544k1khu.html

فقط يك چيز براي گفتن دارم.

به تو غبطه مي‌خورم احمدي روشن. به تو و به خانواده‌ات.

نوشته شده توسط فرزان در سه شنبه 1390/11/04 |
گاهی وقتا خودت متوجه می شی.
هر چقدر هم که خودت رو به این کوچه و اون پس کوچه بزنی٬ می دونی.
الان هم من خوب حالیمه. آخرین فرصتم رسیده.
این یکی رو خراب کنم٬ سرانجام خوبی رو نمی تونم برای خودم پیش بینی کنم.
این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست.
نوشته شده توسط فرزان در چهارشنبه 1390/10/28 |